دکتر حسابی تعریفی از جهان سوم در قالب یک خاطره بیان می‌کند، که هر بار می خوانم، به او درود می‌فرستم، خدایش رحمت کند که خوب می‌دید .

اما خاطره پرفسور حسابی:
  روزی در آخر ساعت درس، یک دانشجوی دوره دکترای نروژی پرسید: " استاد؛ شما که از جهان سوم می‌آیید، جهان سوم کجاست؟ "
فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود، من در جواب فی‌البداهه مطلبی گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می‌کنم، به او گفتم :
" جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در خرابی مملکتش بکوشد ! "