خلاصه کتاب ( چه کسی پنیر مرا برداشت)

با سلام به همه ی دوستان و دانش آموزان عزیزم

خلاصه ی کتاب "چه کسی پنیر مرا برداشت " اثر ارزشمند اسپنسر جانسون رو در ادامه مطلب براتون گذاشتم.

می دونم که از انتشار این اثر سالهای زیادی گذشته اما محتوای کتاب طوری هست که لازمه هر چند وقت یکبار یادآوری بشه برامون.خواندن با دقت مطلب کمتر از نیم ساعت زمان می بره.امیدوارم که حوصله کنید و استفاده لازم رو ببرید.

 

ادامه نوشته

دوچرخه سواری با خدا

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ؛ مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاها ئی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ؛ شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...!

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد؛ به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند...

نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم؛ از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد؛ زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد؛ وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را می دانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر می رفتم.

 
اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت؛ او بلد بود...

ادامه نوشته

بازنده نباشید

در 30 سالگی کارش را از دست داد
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
در 34 سالگی مجددا ور شکست شد
در 35 سالگی که رسید، عشق دوران کودکی اش را از دست داد
در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد
در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد
به 55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود
در 58 سالگی مجددا سناتور نشد
در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد
نام او آبراهام لینکلن بود


 جا نزد

هرگز جا نزنید

بازندگان هستند که همیشه جا می زنند

بوی ماه مدرسه

آرزوی سالی سرشار از موفقیت و بهروزی را

برای تمامی دانش آموزان عزیزم را دارم