زندگی

زندگی " مجذور " آینه است .

زندگی گل به " توان " ابدیت ،

زندگی " ضرب " زمین در ضربان دلها ،

زندگی " هندسه " ساده و یکسان نفس هاست .


زندگی رسم خوشایندی ست .

زندگی بال و پری دارد با وسعت مرگ ،

پرشی دارد اندازه ی عشق .

زندگی چیزی نیست ، که لب طاقچه ی عادت از یاد من و تو برود ...


سرنوشت در برابر قدرت اراده

سرنوشت، نتیجه گذشته است. اراده انسان، نتیجه زمان حال. وقتی به عقب نگاه می‌کنیم، وزش سرنوشت را احساس می‌کنیم. وقتی به روبه‌رو نگاه می‌کنیم، رقص طلایی و انرژی‌بخش اراده‌مان را می‌بینیم....

ادامه نوشته

پرواز را به خاطر بسپار

مردي در سواحل زلاندنو زندگي ميكرد. او بسيار علاقمند بود كه اردك هاي وحشي را كه در پاييز در دسته هاي بزرگ به جنوب پرواز مي كردند تماشا كند. اين مرد از روي خيرخواهي و به قصد نيكوكاري به اردك هايي كه از روي بركه اي نزديك ساحل عبور مي‌كردند، غذا مي‌داد.
اردك‌هاي مهاجر كه غذاي آماده را در حوالي ساحل مي‌ديدند، به سوي آن آمده و كم كم از پرواز باز مي‌ايستادند. سرانجام، پاره‌اي از اردك‌ها ديگر به طرف جنوب پرواز نكردند و به سبب غذايي كه به آنها داده مي‌شد، زمستان را در همانجا ماندند.
 
 اين حادثه باعث شد به مرور زمان، پرواز اردك‌ها كمتر و كمتر شود. هنگامي كه ساير اردك‌هاي وحشي برمي‌گشتند، اين اردك‌ها پر مي‌كشيدند و به استقبال آنها مي‌رفتند و لحظاتي را با آنها بودند. ولي پس از مدتي دوباره نزديك بركه‌اي كه محل غذاخوردنشان بود، باز مي‌گشتند و ماندن را بر پرواز ترجيح مي‌دادند.
پس از گذشت سه يا چهارسال، اردك‌هاي وحشي آنقدر تنبل و چاق شده بودند كه اصولاً پرواز برايشان دشوار شد و ديگر مانند مرغابي قادر به پرواز نبودند آنها در واقع «اهلي» شده بودند و از اين رو در همان جا ماندند و ديگر جلو نرفتند و مهاجرت نكردند.
نكته: هرگز خود را به دامان نرم تنبلي و راحتي نيندازيد و شيفته نوازهايش نشويد، زيرا جستجوي رفاه و راحتي نيروهاي حيات و استعدادهاي آدمي را از بين مي‌برد و نابود مي‌كند.

فرهنگ سازی

مردی، اسب اصیل و بسیار زیبایی داشت که توجه هر بیننده‌ای را به خود جلب می‌کرد همه آرزوی تملک آن را داشتند.
باديه‌نشین ثروتمندی پیشنهاد کرد که اسب را با دو شتر معاوضه کند، اما مرد موافقت نکرد.
حتی حاضر نبود اسب خود را با تمام شترهای مرد باديه‌نشین تعویض کند.
باد‌يه‌نشین با خود فکر کرد...

ادامه نوشته

یک فرشته

یک فرشته

  کسانی که سالها پیش صبح خیلی زود از خیابان ظفر گذر می کردند، خانم مسنی را می دیدند که با فولکس قورباغه ایش به سمت بیمارستان علی اصغر میرفت. زنی ساده پوش و زلال که برای من نماد همیشگی عشق ورزی بی دریغ محسوب میشود...
ادامه نوشته

جرات تلاش كردن

 
رام كنندگان حيوانات سيرك براي مطيع كردن فيلها از ترفند ساده اي استفاده مي كنند.

زماني كه حيوان هنوز بچه است، يكي از پاهاي او را به تنه درختي مي بندند.

حيوان جوان هر چه تلاش مي كند نمي تواند خود را از بند خلاص كند

اندك اندك اي عقيده كه تنه درخت خيلي قوي تر از اوست در فكرش شكل مي گيرد.

وقتي حيوان بالغ و نيرومند شد ،كافي است شخصي نخي را به دور پاي فيل ببندد و سر

ديگرش را به شاخه اي گره بزند. فيل براي رها كردن خود تلاشي نخواهد كرد .

پاي ما نيز ، همچون فيلها،اغلب با رشته هاي ضعيف و شكننده اي بسته شده است ،

 اما از آنجا كه از بچگي قدرت تنه درخت را باور كرده ايم،

به خود جرات تلاش كردن نمي دهيم، غافل از اينكه براي به دست آوردن آزادي ،

يك عمل جسورانه كافيست .

پائولوكوئيلو

 

راز موفقیت !

 

راز موفقیت چیست؟

"تصمیم گیری درست"

 

تصمیم گیری درست از چه ناشی میشود؟

"از تجربه"

تجربه از چه بدست می آید؟

 "از تصمیم گیری های غلط !!"

اس ام اس هفته

 

گذشته های دور را خواهم بخشید!

زیرا آنها همچون کفشهای کودکیم هستند

که نه تنها برایم کوچکند

بلکه با آنها از برداشتن گامهای بلند عاجزم

رمز موفقیت

 
مايكل شوماخر چندين سال متوالي در مسابقات رالي در دنيا اول شد

وقتي رمز موفقيتش را پرسيدند،
در جواب گفت:

تنها رمز موفقيت من اين است كه
 
 زماني كه ديگران ترمز مي گيرند، من گاز مي دهم...
 
 
به ادامه مطلب مراجعه کنید....
ادامه نوشته

زندگی

 

زندگی بافتن یک قالیست

            نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه را اوست که تعین کرده

            تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین

              نکند آخر کار

                        قالی زندگیت را نخرند

دوچرخه سواری با خدا

من در ابتدا خداوند را یک ناظر ؛ مانند یک رئیس یا یک قاضی میدانستم که دنبال شناسائی خطاها ئی است که من انجام داده ام و بدین طریق خداوند میداند وقتی که من مردم ؛ شایسته بهشت هستم و یا مستحق جهنم ...!

وقتی قدرت فهم من بیشتر شد؛ به نظرم رسید که گویا زندگی تقریبا مانند دوچرخه سواری با یک دوچرخه دو نفره است و دریافتم که خدا در صندلی عقب در پا زدن به من کمک میکند...

نمیدانم چه زمانی بود که خدا به من پیشنهاد داد جایمان را عوض کنیم؛ از آن موقع زندگی ام بسیار فرق کرد؛ زندگی ام با نیروی افزوده شده او خیلی بهتر شد؛ وقتی کنترل زندگی دست من بود من راه را می دانستم و تقریبا برایم خسته کننده بود ولی تکراری و قابل پیش بینی و معمولا فاصله ها را از کوتاهترین مسیر می رفتم.

 
اما وقتی خدا هدایت زندگی مرا در دست گرفت؛ او بلد بود...

ادامه نوشته

بازنده نباشید

در 30 سالگی کارش را از دست داد
در 32 سالگی در یک دادگاه حقوق شکست خورد
در 34 سالگی مجددا ور شکست شد
در 35 سالگی که رسید، عشق دوران کودکی اش را از دست داد
در 36 سالگی دچار اختلال اعصاب شد
در 38 سالگی در انتخابات شکست خورد
در 48،46،44 سالگی باز در انتخابات کنگره شکست خورد
به 55 سالگی که رسید هنوز نتوانست سناتور ایالت شود
در 58 سالگی مجددا سناتور نشد
در 60 سالگی به ریاست جمهوری آمریکا برگزیده شد
نام او آبراهام لینکلن بود


 جا نزد

هرگز جا نزنید

بازندگان هستند که همیشه جا می زنند

از کلام بزرگان

گفتگو

میدانم که این را می‌خوانی. می‌خواهم بدانی که من این را فقط برای تو نوشتم. بقیه ممکن است فکر کنند برای آنها هم هست. اما نه، این مخصوص توست.

می‌خواهم بدانی که زندگی آسان نیست. هر روز یک مشکل غیرقابل انتظار با خود دارد. بعضی روزها همین صبح‌ها بلند شدن از رختخواب هم سخت می‌شود. اما باید با واقعیت روبه‌رو شوی و باز لبخند بزنی.

 می‌خواهم بدانی که این لبخند تو بوده که باعث شده من به راهم ادامه بدهم. هیچوقت این را فراموش نکن، بااینکه ممکن است بدترین اتفاقات و سخت‌ترین شرایط برایت پیش بیاید، اما تو شگفت‌انگیزی. واقعاً هستی.

پس بیشتر لبخند بزن. دلایل زیادی برای اینکار داری.

هیچوقت کامل نخواهی بود. من هم همینطور. چون هیچکس کامل نیست و هیچکس لیاقت کامل بودن را ندارد. برای هیچکس همه چیز آسان نیست، همه برای خود مشکلاتی دارند. تو هیچوقت نمی‌فهمی که بقیه چه می‌کشند. آنها هم نمی‌فهمند که تو چه مشکلاتی داری. همه ما جنگ‌های خاص خودمان را داریم. اما این جنگ‌ها برای ما همزمان اتفاق افتاده است.

وقتی کسی به شما بی‌احترامی می‌کند و می‌گوید کاری را نمی‌توانی انجام دهی، به خاطر داشته باش که آنها از درون محدودیت‌های داخل مرز خود صحبت می‌کنند. توجهی به آنها نکن. دلسرد نشو. در این دنیای دیوانه که سعی دارد تو را شبیه بقیه آدم‌ها بکند، جرات داشته باش که خودت را نشان دهی. و وقتی برای اینکه با بقیه فرق داری به تو خندیند،تو هم دقیقاً همانطور به آنها بخند.

یادت باشد، جرات ما همیشه هم شیر غران نیست، گاهی آن زمزمه آرامی است که آخر شب می‌شنویم، "فردا دوباره امتحان می‌کنم." پس قوی بایست. برای آنهایی که بهترین استفاده‌ها را از اتفاقاتی که برایشان می‌افتد می‌کنند، همیشه بهترین اتفاقات می‌افتد.

تلاش
من هم همین خواهد بود.

کامیون حمل زباله

روزی ما سوار یک تاکسی شدیم، و به فرودگاه رفتیم. ما داشتیم در خط عبوری صحیح رانندگی می کردیم که ناگهان یک ماشین درست در جلوی ما از جای پارک بیرون پرید. راننده تاکسی ام محکم ترمز گرفت. ماشین سر خورد، و دقیقاً به فاصله چند سانتیمتر از ماشین دیگر متوقف شد!   راننده ماشین دیگر سرش را ناگهان برگرداند و شروع کرد به ما فریاد زدن. راننده تاکسی ام  فقط لبخند زد و برای آن شخص دست تکان داد. منظورم این است که او واقعاً دوستانه برخورد کرد.
بنابراین پرسیدم: ((چرا شما تنها آن رفتار را کردید؟ آن شخص نزدیک بود ماشین تان را از بین ببرد و ما را به بیمارستان بفرستد!)) در آن هنگام بود که راننده تاکسی ام درسی را به من داد که اینک به آن می  گویم: ((قانون کامیون حمل زباله.))
او توضیح داد که بسیاری از افراد مانند کامیون های حمل زباله هستند. آنها سرشار از ناکامی، خشم، و ناامیدی ( زباله) در اطراف می گردند. وقتی زباله در اعماق وجودشان تلنبار می شود، آنها به جایی احتیاج دارند تا آن را تخلیه کنند و گاهی اوقات روی شما خالی میکنند. به خودتان نگیرید. فقط لبخند بزنید، دست تکان بدهید، برایشان آرزوی خیر بکنید، و بروید. زباله های آنها را نگیرید و پخش کنید به افراد دیگر ی در سرکار، در منزل، یا توی خیابان ها. حرف آخر این است که افراد موفق اجازه نمی دهند که کامیون های زباله روزشان را بگیرند و خراب کنند. زندگی خیلی کوتاه است که صبح با تأسف ها از خواب برخیزید، از این رو.....
((افرادی را که با شما خوب رفتار می کنند دوست داشته باشید. برای آنهایی که رفتار مناسبی ندارند دعا کنید.))
زندگی ده درصد چیزی است که شما می سازید و نود درصد نحوه برداشت شماست.

هیچ تلاشی بی نتیجه نمی ماند

تكه یخ را كه تا دمای ۵۰ - درجه سانتی گراد سرد شده بردارید و به آن گرما بدهید ، ابتدا هیچ اتفاقی رخ نمی دهد . این همه انرژی گرمایی صرف می شود ولی هیچ نتیجه ی قابل رویتی مشاهده نمی شود . ناگهان ، در دمای صفر درجه ، یخ ذوب و به آب تبدیل می شود . كار را ادامه بدهید . باز هم انرژی فراوانی صرف می شود بدون آنكه تغییری مشاهده گردد . تا اینكه وقتی به حدود ۱۰۰ درجه سانی گراد می رسیم ، حباب و بخار ایجاد می شود !

و نتیجه :


این احتمال وجود دارد كه ما انرژی زیادی را صرف كاری كنیم ، مثلا صرف یك پروژه ، یك شغل وحتی یك قالب یخ و با این وجود به نظرمان برسد كه هیچ نتیجه ای نگرفته ایم . اما در حقیقت انرژی ما دور از چشممان در حال ایجاد دگرگونی بوده است . كار خود را ادامه دهید و مطمئن باشید كه دگرگونی از راه خواهد رسید . این اصل را به خاطر بسپارید ، بی جهت دچار هراس نشوید و یاس را نیز به خود راه ندهید و بدانید كه : هیچ تلاشی ، بی نتیجه نمی ماند .

برای بدست آوردن چیزهایی که تاکنون نداشته ای، باید کسی شوی که تاکنون نبوده ای

 
كودكی ده ساله كه دست چپش در یك حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود، برای تعلیم فنون رزمی جودو به یك استاد سپرده شد. پدر كودك اصرار داشت استاد ازفرزندش یك قهرمان جودو بسازد استاد پذیرفت و به پدر كودك قول داد كه یك سال بعد می‌تواند فرزندش را در مقام قهرمانی كل باشگاه‌ها ببیند !!!   در طول شش ماه استاد فقط روی بدن سازی كودك كار كرد و در عرض این شش ماه حتی یك فن جودو را به او تعلیم نداد !
بعد از شش ماه خبررسید كه یك ماه بعد مسابقات محلی در شهر برگزار می‌شود.

استاد به كودك ده ساله فقط یك فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقات فقط روی آن تك فن كار كرد.

سر انجام مسابقات انجام شد و كودك توانست در میان اعجاب همگان با آن تك فن همه حریفان خود را شكست دهد!
 
سه ماه بعد كودك توانست در مسابقات بین باشگاه‌ها نیز با استفاده از همان تك فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات كشوری، آن كودك یك دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان سراسری كشور انتخاب گردد.

وقتی مسابقات به پایان رسید، در راه بازگشت به منزل، كودك از استاد راز پیروزی‌اش را پرسید.
 
استاد گفت: "دلیل پیروزی تو این بود كه اولاً به همان یك فن به خوبی مسلط بودی، ثانیاً تنها امیدت همان یك فن بود، و سوم اینكه راه شناخته شده مقابله با این فن، گرفتن دست چپ حریف بود كه تو چنین دستی نداشتی!!!

یاد بگیر كه در زندگی، از نقاط ضعف خود به عنوان نقاط قوت خود استفاده كنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امكانات نیست، بلكه استفاده از "بی امكانی" به عنوان نقطه قوت است ...

دانشگاه هاروارد و استنفرد

خانمی با لباس کتان راه راه وشوهرش با کت وشلوار دست دوز و کهنه در شهر بوستن از قطار پایین آمدند و بدون هیچ قرار قبلی راهی دفتر رییس دانشگاه هاروارد شدند...

ادامه نوشته

10 راه برای تضمین موفقیت

برنامه ریزی کن  

وقتی که دیگران  

مشغول بازی کردنند  

ادامه نوشته

چند جمله برای تو

*ازخدا ميخواهم آنچه را شايسته توست به تو بدهد نه آنچه را آرزو داري ، زيرا گاهي آرزوهاي تو کوچک است وشايستگي تو بسيار.

*هميشه از خوبي آدمها براي خودت ديوار بساز. هروقت در حق تو بدي کردند فقط يک آجراز ديوار بردار، بي انصافيست اگر همه آنرا خراب کني.

*درمقابل مشکلات  زندگي خم به ابرو نياور، کارگردان هميشه سختترين نقشها را به بهترين بازيگر ميدهد....

ادامه نوشته