راهنماییهایی برای حل مسائل ریاضی
کار مداوم و باپیگیری
ضمن برخورد با یک مساله ، به نکتهای توجه داشته باشید: اگر با مسالهای جدی و ناآشنا روبرو هستید، منتظر موقعیت سریع نباشید، از میدان در نرود و خیلی زود ناامید نشوید. گاهی برای رسیدن به راه حل درست و منطقی ، لازم است مدتها روی یک مساله کار کنید؛ در آغاز حالنهای خاص و ساده را بررسی کنید، مسالههای کم و بیش ساده را به یاد آورید و راهها و روشهای گوناگون را بکار بگیرید. در اینصورت ، اگر هم سرانجام نتوانید مساله را حل کنید، نگران نشوید. همین که مدتها روی یک مساله اندیشیدهاید و از جانبهای مختلف به آن حمله کردهاید، میتواند در رشد ذهن ریاضی شما تاثیری جدی داشته باشد. برای شما خیلی سودمندتر از آن است که حل دهها مساله را از روی کتابهای حل مساله ببینید و یا راهحل آنها را ، پیش از آن که توان خود را آزموده باشید، از دیگران بپرسید. برای اینکه در حل مسالههای ریاضی کارآمد باشید، تا آنجا که ممکن است، عصاها و دستگیرههایی ، مثل کتابهای حل مساله و دبیر خصوصی را کنار بگذارید، تلاش کنید، روی پای خودتان بایستید و از ذهن و آگاهیهای خودتان بهره ببرید. وقتی با عصا راه بروید و یا همیشه دستتان به "نرده" راهنما باشد، آن وقت با جداشدن از عصا و نرده ، به زمین میخورید.
کار گروهی
یک مساله و چند راهحل
حقیقت این است که پیداکردن راهحل و جواب یک مساله ، بخشی (و بخش کوچکی) از هدف را تشکیل میدهد؛ هدف اصلی ، تسلط بر روشهای مختلف ریاضی و آزمودن آنها در بوته عمل است. برای حل مساله ، هیچ روشی را نباید از یاد برد. آزمودن روشهای مختلف ، درک و معرفت ما را نسبت به کارآیی و قدرت آنها بالا میبرد و ما را آماده میکنند تا در برخورد با موقعیتها و مسالههای تازه ، دچار تردید و سرگردانی نشویم. به جز این ، استفاده از روشهای مختلف برای حل یک مساله ، موجب تسلط برآگاهیهایی میشود که زمانی فرا گرفتهایم. اگر آگاهیهای ریاضی ، گاه گاه و به مناسبت کاربردی که در حل مساله دارند، تکرار نشوند بیم آن میرود، که از یاد بروند و تنها تصوری مبهم از آنها در ذهن باقی بماند. حل یک مساله با روشهای مختلف ، در ضمن معرف یکپارچگی ریاضیات است و ما را تابع میکند که مفهومها ، اصلها و قضیههای ریاضی بهم پیوستهاند و نباید آنها را عنصرهایی مجرد و جدا از هم به حساب آورد. سرانجام و به احتمالی مهمتر از همه ، جستجوی راه حلهای مختلف ، امکانی سودمند و کارساز ، برای بالا بردن توانایی ما در حل مسالههای ریاضی (و البته ، نه فقط ریاضی) است.
تجزیه و تحلیل مساله برای جستجوی راهحل
بر اساس همین "تجزیه و تحلیل" سه مرحله از داوری است:
-
فرض میکنیم مساله حل شده است.
-
توجه میکنیم با این فرض ، چه نتیجههایی میتوان به دست آورد.
-
و سرانجام با توجه به این نتیجهگیریها و با تلفیق مناسب آنها ، راه واقعی حل مساله را پیدا میکنیم.
نتیجههایی که میتوان از موقعیت هندسی یک شکل گرفت
تجربه نشان میدهد که بیشتر اشتباهها ، ضمن حل مسالههای هندسی فضایی در محاسبه مسطح و حجم چند وجهیها ، ناشی از آن است که موقعیت شکل را بخوبی نمیشناسیم و برای پیداکردن رابطههای مربوط به این موقعیت ، در میمانیم. یکی از راههای از بین بردن این دشواری ، آن است که مسالههای هندسی را با موقعیتی خاص در برابر خود بگذاریم و تلاش کنیم، آن چه ممکن است از این موقعیت به عنوان نتیجه بدست آید و همه بستگیهایی را که بین جزءهای مختلف شکل وجود دارد، بدست آوریم و سپس ، درستی آنها را ثابت کنیم. با بیشتر مسالهها ، چه در هندسه روی صفحه و چه در هندسه فضایی ، میتوان به این گونه عمل کرد. ولی بویژه در هندسه فضایی ، اهمیت بیشتری دارد.
با بررسی یک مساله ، میتوان مسالههای دیگری را نتیجه گرفت.
برای پیداکردن راهحلهای مختلف یک مساله ، ناچاریم مساله را از دیدگاههای گوناگون بررسی کنیم، به بستگی آن با دستورها ، قضیهها ، مسالهها و گزارههای دیگر بیندیشیم و بر تجربه خود در کاربرد آگاهیهایی که در ذهن خود ذخیره کردهایم، بیفزاییم. این راهی است که ما را به "یادگیری فعال" میرساند و علاقه ما را به ریاضیات دو چندان میکند. حل یک مساله با روشهای مختلف ، برای زندگی اجتماعی هم ، ارزش زیادی دارد. به ما میآموزد، وقتی در زندگی شخصی یا اجتماعی با مشکلی روبرو میشویم، به نخستین راهی که به ذهنمان میرسد، تسلیم نشویم و در جستجوی بهترین ، و نه پیش پا افتادهترین راه باشیم. حتی اگر برخی راهحلها ، دشوار و پیچیده از آب درآیند، باز هم سودمندند، چرا که ضمن آنها ، به خیلی از موضوعهای جنبی پی میبریم و در ضمن ، در حل مسالههای دیگر کارآمدتر میشویم. بالاتر از همه نیروی استدلال منطقی ما (چیزی که هم در ریاضیات و هم در دانشهای دیگر و حتی در زندگی اجتماعی ، ارزش بسیار دارند)، تقویت میشود.